مسافر باران (11)
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
برای مثال: ۹۱۷۱۲۳۴۵۶۷
Your Tell (Soy3o) : 91323XXXXX
دوست من با تمام آنکه نمی دانم چگونه شروع کنم و بگویم سلام
چگونه از دل تنگی خویش بگویم و از لحظه لحظه گذر که بی تو می گذرند و گذشتند
اما چه حیف که همیشه احساس می کنم رو به خودم قدمی برداشتم اما ناگاه لحظه ای بعد می فهمم دو قدمم از خودم بی تو دور تر شدم
میلادت را همانند میلاد خودم دوست دارم
تو را هم چون خویش هم چون احساس درونیم که هیچ گاه از بین نمی رود و بی رنگ نمی شود هم راه خود دارم
دوستت دارم بدون لحظه ای اغراق در لحظه ها
از نبودنت در لحظه ها گفتم که چه قدر انتظاری کشیدم
لحظه ها داشتمت و حال لحظه هاست که به دنبال خویشم
مثل قایقی خسته تو دریا ، مثل دیدن تو توی رویا
مثل تیک تیک خسته ساعت ، مثل قصه ی تلخ صداقت
مثل شب ، مثل گل توی گلدون
مثل تصویر ماه توی بارون ، مثل گریه ی تلخ دیوونه
مثل لحظه ی بارون و پاییز ، مثل چشمای خسته ی لبریز
مثل اشکای ریخته روی گونه ، مثل بارون و ابر بهاره
مثل لحظه ی خواب ستاره ، مثل اشکای خواب شبونه
مثل خاطره های پریده ، دو نگاه به هم نرسیده
مثل شاعر و عشق و رفاقت ، مثل حس غریب نجابت
مثل ترس و گریه و خوندن ، همه خاطره هاتو سوزوندن
دیگه چیزی ازت نمی مونه
تو رو دوست دارم
حتی اگر فراموشم کرده باشی و منو تنها یک ... .
اما من تو رو
یعنی تو رو شناختم چون تو زندگی رو شناختی پس تو منو ، نه
فراموش نکردی
میلادت مبارک Soy3o
aha1
نیستی اما یکی طلبت چون از ۱۶ تیر تا الان فکر نمی کردم امروز روز دختر باشه
دلم برات تنگ شده، حسابی
مراقب خودت باش
همیشه و همیشه
حرف زیاده اما نمی گم یعنی می گم تو دلم می گم تا شاید تو دلت حس کنی
تا بعد
سلام، سلامی به وسعت و یک رنگی یک احساس
سلام، سلامی به قداست یک حس، حس غریبی که ...
سلام ، سلامی به بلندی و آزادگی آرزوها
سلام ، سلامی به درخشندگی و زلالی اشک
سلام، سلامی به ژرفای یک خاطره
دلم می خواست بودی و رو در رو و مستقیم حرفمو بزنم اما نشد
دلم می خواست بهترین هدیه زندگیم رو تقدیمت کنم اما نشد
نه اصلا نمی گم خوشحالم یا افتخار می کنم یا به خودم می بالم و از این حرفا بلکه می گم تا به امروز که ۲۳ سال از زندگیم می گذره اولین اتفاق خوبی بودید که در زندگی من افتادید و با تک تک لحظه های با هم بودن به من یاد دادین که کجای زندگی ام ، با همین لحظه ها کاری کردین که به شما بیشتر از خودم اعتماد داشته باشم، می دونم خوبه خوب می دونم تا عمر دارم مدیون شمام، بدون هیچ تعارفی
هنوزم که هنوز می شه به این زندگی وابسته بود و زندگی کرد تا وقتی که امیدت این باشه هنوزم مثل شما هستند، عجیب دلم گرفته ، آرزوم اینه که زمان بگذره و بگذره تا کمی آروم بشم اما مگه گذشت زمان هم کاری می کنه؟ می بینی هنوزم بچه ام، هنوزم تو عالم خودمم، امیدوارم که...
یه سوال پرسیدی بودی جوابش اینه
تو چادر سیاه شب پر می شم از دلواپسی
دلم، دلم گرفته از خودم
خودم اسیر غم شدم
شدم غریب قصه ی خودم
ای بابا اصلا واسه چی اومدم این جا؟ ![]()
آهان یادم اومد، میلادت مبارک دوست من ، شانس من رو می بینی حتی هیچ مناسبتی هم تو این روز نیست، آی یای یا
امیدوارم به همه ی آرزوهات برسی، حاضرم همه ی آرزوهامو بدم تا تو به هرچی دلت می خواد برسی، شرمنده ام که هیچ وقت نتونستم برات کاری بکنم و همیشه اذیت کردم ، شرمنده
ببخش اگر حتی نمی تونم اونجور که باید تولدت رو بهت تبریک بگیرم ، ببخش
باید به یک چیزای عادت کرد، بگذریم
با وجود این که نیستی اما اصلا احساس نمی کنم که دوری، شاید چون همیشه با منی ، همه جا و هر لحظه و می دونم که زندگی خوب بلده بچرخه و باز به هم خواهیم رسید.
امیدوارم هرجای هستی شاد شاد باشی و بدون همیشه و همیشه در یادمی
S O Y 3 O
![]()
![]()
![]()
موضوعات
آرشیو
لینکستان